Tuesday, May 18, 2010

بنيان آموزش و پرورش يا آسيميلاسيون

به محمد بهمن بيگي لقب بنيانگذار آموزش و پرورش در ميان ايل قشقايي داده شده است! ولي وقتي افاضات سرتاپا ضد و نقيض را از زبان وي مي خوانيم، در حالي كه خود ترك قشقايي بوده، به راحتي مي توان نتيجه گرفت كه اسكان عشاير هم بهانه اي بيش نبوده تا يك قوم بزرگ را به صورتي سيستميك از خودبيگانه كنند.
به جاي اينكه القابي را كه برازنده شخصي مثل ميرزا حسن رشديه است به افرادي همچون بهمن‌بيگي بدهيم، بهتر است او را بنيانگذار آسيميلاسيون بدانيم تا آموزش و پرورش! آخر اين چه نوع  دستگاه آموزش و پرورش بوده كه نگران لهجه و زبان آن جامعه نبوده و اگر آنها فارس بوده‌اند چه نيازي بوده كه وي و دستگاهش(!) فارسي را به "فارسي‌مدانـ"ـها(يكي از طوايف قشقايي) به بهترين وجه ممكن ياد بدهند!

راجع به:
"بهمن بیگی در پایان در بیان اعتقادش نسبت به لهجه عشایر گفت: نگران لهجه عشایر نیز نیستم. ما باید بدانیم که زبان همه ایرانیان فارسی است و یکی از بهترین فارسی یاد دهندگان ایران من و دستگاه من بوده است. به هر حال کلید حل همه مشکلات را سواد و عدالت می دانم به جای این مسائل باید به فرم پرداخت اعتقاد دارم اگر گویش های داخلی را تقویت کنیم، این به ضرر زبان فارسی است."
- محمد بهمن بیگی: «عشایر» سوژه ای شده تا برخی با آن دکترا بگیرند! view on Google Sidewiki


4 comments:

mehdi mutlu said...

سلام
جایگاه کسی مثل میرزا حسن رشدیه به جای خود محفوظ اما در مورد بهمن بیگی هم نباید بی انصافی کرد.هر کسی جای نقد دارد اما این دلیل نمی شود ادمها را سیاه و سفید ببینیم. بهمن بیگی هم یک آدم خاکستری بود با خدماتی و احیانا خیانتهایی
امیدوارم تلخی قلم (که نه، صفحه کلید) را بر من ببخشی
دوست و دوستدارت

Aydin Kasaei said...

البته روي صحبت من بيشتر با همين حرف نقل شده از سوي او بود كه صد در صد بوي خيانت دارد، نه خدمت؛ وگرنه او هم يك آدم خاكستري است، با اين تفاوت كه خيانتهايي هم كرده و "احيانا خدماتي" هم دارد. خدماتش هم احتمالا تسهيلگري بوده جهت اجراي ساده تر خيانتها. ديدگاهي كه سليمي نمين دارد در مورد خدمات رضاخان
---
ضمنا تلخي قلم شما مثل ايستي اوت براي من مي چسبد و لزوما بد نيست

Anonymous said...

بنده از اینجا توفیق پیدا کردم با استفاده از تجارب ممتد کارم، در خارج از فارس حتا بهتر از خود فارس کار کنم.معلم به شاهسون های تبریز فرستادیم که ترک زبان های فارسی را طوری حرف می زدند که معلوم نبود ترک زبان هستند و ما برای اولین بار این کار را کردیم.

عین همین کار را در خوزستان کردیم، عرب زبان های خوزستان، فارسی را خیلی عالی یاد گرفتند و من در نوشته های خود که چاپ خواهد شد گفته ام عرب زبان های کنار کرخه و کارون، قبایل بنی طرق و بنی کعب و ... شعر سهراب سپهری را بهتر از بچه های کاشان می خواندند

http://siavashon.ir/admin/3223.html

Anonymous said...

اون مصاحبه رو هم نگاهی بندازید بد نیست

Yazıları Latin əlifbasında görmək için, mətni kopi eləyib gedin Köçürgə`yə:

köçürgə yazılımı