Showing posts with label Migration. Show all posts
Showing posts with label Migration. Show all posts

Wednesday, May 14, 2008

رونمايي مجسمه در باغ فرهنگي آذربايجان

نويسنده: روبرت ال. اسميت / 12 مي 2008 ، سايت خبري مترو كليولند

صداي Wow هنگامي در فضا پيچيد كه پرده سفيد افتاد، و جام براق غول پيكر استينلس استيل(فولادي ضد زنگ) رو چمنزار خودنمايي كرد.
پسران كلاس هفتم دبيرستان دانشگاه به پارك راكفلر آمده بودند تا از نزديك شاهد مراسم سنتي قومي(اهداي يك باغ فرهنگي) باشند.
واكنش در ميان افراد آمريكايي-آذربايجاني كه براي مراسم نيمروزي گردهم آمده بودند، تا اندازه اي ملايمتر و البته قوي تر بود: نفسهاي جمعي كه با تبسمهايي در يك دوشنبه باراني دنبال مي شد.
دكتر ديلارا سييدووا خشكنابي چنين مي گويد:«اين افتخار بزرگي براي ماست كه سمبلمان را اينجا مي بينيم».
كلينيك كليولند وي را از آذربايجان، در آسياي غربي، هشت سال قبل و براي تحقيقات طبي جذب كرده است. اكنون او و شوهرش شهر را وطني براي خود مي دانند. او مي گويد: «احساس مي كنم كه تكه اي از سرزمينم، اينجا، يعني كليولند است.»
باغهاي فرهنگي كليولند هدايايي را از طرف نسلهاي جديد مهاجري دريافت كرده است كه غالبا افرادي از ملل كوچك و در حال پديدار شدن هستند و به گونه اي ناكافي خواستار اين هستند كه جهان هويت آنها را بشناسد.
چنين لحظاتي براي شناسايي به ندرت به اينصورت تكرار مي شوند. اما مراسم روز دوشنبه ثابت كرد كه زنجيره باغ 92 ساله هنوز هم در حال به جنبش در آوردن احساس و افتخار است.
نزديك به يكصد نفر در زير يك چادر بزرگ سفيد، و در انتهاي شمالي درايو مارتين لوتركينگ جهت اهداي باغ فرهنگي آذربايجان، فضاي شلوغي پديد آورده بودند كه شامل مقامات عالي، همچون سفير آذربايجان در آمريكا و همچنين معاون وزارت خارجه آنجا هم مي شد.
خانواده هايي هم با پوششهاي جلوه گر كه از جامعه كوچك آذربايجاني بودند هم در آنجا حضور داشتند. دو نفر از كانالهاي تلويزيوني خبري آذربايجان هم (يكي از تورونتو و ديگري از واشينگتون دي سي آمده بود) جهت تهيه گزارش براي بينندگان ساكن آذربايجان آمده بودند، كشور نفت خيزي با هشت ميليون جمعيت در كرانه غربي درياي خزر واقع است.
ياشار علي اوو سفير آذربايجان احساس افتخار خود را چنين شرح مي دهد(البته منظورش جمهوري آذربايجان و حكومت علي اووهاست/مترجم):«كشور ما جديد و زيباست و فقط شانزده سال دارد و مي خواهيم كه دنيا ما را بشناسد... حالا آذربايجان در اين شهر زيبا همسايه اي براي ملل ديگر خواهد بود».
دكتر جورج پاراس، رييس سابق فدراسيون باغهاي فرهنگي كليوند، ورود آذربايجانيها را به بافت موزاييكي-قومي كليولند و همچنين باغ زنجيره اي آن، كه جهت ارتقاي صلح و تولرانس(تحمل و احترام به همديگر) طراحي شده، خوشامد گفت.
طولي نكشيد كه جمعيت از چادر خارج شده و به سوي محل نشانه گذاري شده كه زير رداي سفيدي بود، حركت كردند.
مجسمه ساز، خانلار قاسيم اوو، براي انتخاب محل اين چمنزار مثلثي، مدتها قبل و در يك روز برفي سال 2004، ساعتها در پارك راكفلر قدم زده است. او دنبال جايي براي استقرار خلق چيزي بود كه او آن را «Hearth»(اوجاق/آتشدان) مي نامد.
جام آيينه گون هشت تني، طوري طراحي شده كه قطعات مختلف آن، نشانگر فرهنگ آذربايجان، مشتمل بر شعله هاي خيره كننده معروفي كه از منابع طبيعي گازي آن نش‍أت مي گيرند، بوده و همچنين گوياي طبيعت و خلق و خوي مردمان مهماندوست نقطه اتصال اروپا و آسيا باشد.
پس از بريدن طناب توسط هنرمند، و نمايان شدن مجسمه، پسران دبيرستاني از سر و كول هم بالا مي رفتند تا بتوانند آن يادبود نقره اي فام را ببينند. فلاش زدن دوربينها شروع شد آذربايجاني ها لبخند زدند و حتي عده اي از آنها شروع كردند به گريستن.
ترانه عسگرووا كه پنج سال قبل از آذربايجان به آمريكا مهاجرت كرده، مي گفت: «ترجمه كردن خيلي سخت است... من خيلي احساس خوشحالي و شادي مي كنم ... من آمريكا را دوست دارم، ولي الان احساس مي كنم كه بخشي از كشورم اينجاست!».

منبع:
http://blog.cleveland.com/metro/2008/05/sculpture_unveiled_at_azerbaij.html

Thursday, July 26, 2007

ائله‫بيل گئجه‫لر ظولم آزالير!

اون-اون بئش گون بوندان اؤنجه، كانال بيرين گئجه ياريسيندا ائكرانا گئدن «گئجه آق آلما'سي(آلماس يوخ آلما؛ تورك ديلينين ضعفلرينين بيريسي! سيب سفيد شب)» جانلي وئرليشينده ايكي دنه گؤرمه‫لي چيخيش گؤردوم. او زامان ايسته‫ييرديم بونا گؤره بير شئي يازام، ولي مئهران باهارلي‫نين يازي‫سي(ظلم مثلث) مني ائتگيلنديردي! بئله سانديم گئجه ياري‫سي خالقين ياري‫سيندان چوخو ياتان چاغ، اللريندن چيخيب! آنجاق دونن گئجه گؤردوم بو وئرليش ده آشيق اليندن يئر يوخدور! ائله‫بيل گئجه‫لر اوچ بوجاقلي ظولمون بير بوجاغي آرادان گئدير.
قاييديرام اون-اون بئش گون بوندان قاباق گؤردويوم ايكي گؤرمه‫لي چيخيشا:
بيريسينده اردبيللي كؤكنلي، آنجاق تئهراندا دوغولوب و بؤيوموش بير گنج اوخوجو گليب توركجه اوخودو. آپاريجي اونون باخيشي‫ني، اينسانلارين اؤز كيمليك و كولتورلريني قوروما گركليگينه گؤره ايسته‫يه‫نده، بير سؤزلر دئدي كي ايلك دؤنه ايدي ايرانين باشاباشيندا ياييلان دؤولتي كاناليندا ائشيديردم! بير-ايكي بئيت معروف شئعري دئدي كي آراز و كور چايلارين بيربيرلرينه قوشولماق و سوندا خزر دنيزينه تؤكولمه‫يي ني دئيير(ايندي اونودموشام او شئعري!) و دئديگي ايكينجي شئعر ده، بو ايدي:

منيم ديليم اؤلن دئييل
باشقا ديله دؤنن دئييل

تعججوب ايله بو كانالين آرمينا بير ده باخديم گؤرم ايران كانالي‫دير يا يوخ!؟ آمما يوخو-موخو گؤرموردوم! ايكينجي چيخيش دا ، فارس اوزمانجي نجفي، فارس اوزمانجلاري داوود رشيدي و اونون خانيمي‫نين قارشي‫سيندا «آپاردي سئللر ساراني» خالق ماهني‫سي‫ني اوخودو! البته او سئللر يوخ بلكه سيللر دئييردي! من ده يوخو گؤزومدن قاچدي، موبايلي‫مي گؤتوروب تيلويزيون صفحه‫سيندن فيلمي‫ني چكديم! 3gp فايللارينا باخابيلسينيز بورادان ويدئوسونا باخابيلرسينيز؛ كئيفييتي‫نين تعريفي يوخدور ، آنجاق گؤرمه يينه ده‫يه‫ر:

Tuesday, May 8, 2007

يوروم چوخ دور

آشاغي دا گؤره جه يينيز سؤزلري، عباس عبدي جنابلارينين وئبلاقين دا يوروم قويماق ايسته ييرديم كي پوست اولونماديلار. باشقا طرفدن قيوير-زيوير وئبلاقيندا عبباس عبدي نين آذربايجانا گؤره يازديغي سؤزلرينين نئچه سطريني گتيريب، «يورومسوز سطيرلر» آدلانديرميشدير... و البته كي صاباح كي گون آذربايجان اؤيرنجي سي گونودور و اؤيرنجي ليك زامانلاردا دولو اولان دويغولاري توتاركن، عبباس عبدي ني ده بير اؤيرنجيسل ميتينگ ده ياخالاييب، آزاد بير تريبون دا بو سؤزلري دئييرم:

با تشكر از توجه جنابعالي به مهمترين مساله سياسي و اجتماعي در ايران، مواردي را به خصوص در مورد مهاجرت مطرح مي كنم:

1- افغانها بدليل تفاوت كلي فرهنگي با آذربايجانيها(هم مذهب و هم زبان) تمايلي براي رفتن به آذربايجان ندارند.

2- وقتي افغاني به سادگي مي تواند در تهران و مشهد و اصفهان كار پيدا مي كند چه دليلي براي رفتن به جايي دارد كه نرخ بيكاري و مهاجرت( به بيرون) در آن بيداد مي كند!

3- مهاجرت ديگر مردم مركز نشين به آذربايجان هم مثل بند فوق است.

4- به نظر تنها مردمي كه به آذربايجان مهاجرت مي كنند كردها هستند كه احتمالا سياستهاي پشت پرده اي هم وجود دارد. مهاجرت بي رويه كردها به شهرهاي غربي آذربايجان همچون اروميه و ... روزگاري مورد نگراني مردم مهماندوست آن مناطق نبود.

* - مهمترين مسائلي كه روشنفكران و دانشجويان آذربايجاني همواره به آنها پرداخته اند، در حوزه فرهنگي و زبان بوده است و اغلب اين باور وجود دارد تبعيضات فراواني كه در اين مورد بر مردم آذربايجان اعمال شده(همچون عدم تدريس زبان تركي و رسميت آن) باعث بوجود آمدن ديگر مشكلات اقتصادي و اجتماعي و ... در آذربايجان شده است .

* - مي ماند نكته اصلي و اينكه ذكر شده است: «اين كه انتخاب اول مردم آذربايجان، نفر آخر (هفتم) انتخابات كشور باشد، همان فاجعه ای سياسی است كه بسياری به آن توجه نكردند. انتخاب اول ايران بايد همان انتخاب اول آذربايجان هم باشد...». بله ! احتمالا «فاجعه سياسي» بودن قضيه دو سال پيش كه به دليل عدم توجه كافي به خواسته هاي مردم آذربايجان منجر به حوادث خرداد 85 شد، درست است ولي اين را كه انتخاب اول ايران بايد همان انتخاب اول آذربايجان باشد، دقيقا متوجه نشدم و شايد به اين دليل در وئبلاق قيوي-زيوير از آنها به عنوان سطور بي پاسخ ياد شده! فكر نمي كنم با مد نظر قراردادن اصول دموكراسي و مدني، و از طرف ديگر چند مليتي و چند قوميتي بودن ايران، و بيزاري و دلزدگي آنها از سياستهاي متمركز گراي افراطي، حال، حوصله و رمقي براي طرح تفكرات سانتراليستي، وجو داشته باشد. باز حداقل اگر گفته مي شد: «اي كاش انتخاب آذربايجاني ها كاملا برعكس غير آذربايجانيها نبود»، اينطور فكر نمي كرديم، اصلاح طلب تمام عيار، يعني عباس عبدي اين همه گل گفته ، ولي دوباره همان حرفي را زده كه گوياي اين است: «امكان ندارد آذربايجانيها خواسته هاي ديگري جز خواسته هاي هم داشته باشند!».

Yazıları Latin əlifbasında görmək için, mətni kopi eləyib gedin Köçürgə`yə:

köçürgə yazılımı